اول سلام

اول سلام...

من مثل اینکه جمعه به جمعه آپ میکنما!!!خیال باطل چقدر زود به زود!
این چند روز تعطیلات خوش بگذشت؟

به من که فجیعا خوش گذشت!!! روزی که اومدم خونه رفتیم خونه ی عموم اینا! فرداش رفتیم بهشت زهرا واسه سالگرد بابابزرگمان!پس فرداش خر زدیم واسه امروز که میشه فردای پس فردای اون روزی. آخه کلاس داشتم دیگه! جلوی بچه ها هم مخصوصا پسراش نباید ضایع میشدم که!چشمکامروزم که خسته و کوفته رسیدیم خانیمان این افسانه ی ... زنگ زد و از امتحان زیبای دین و زندگیمان خبر داد. بعدش که ما اه و اوه فرمودیم. ایشان بسی خبر های جالب تر از قبیل امتحان هندسه ! امتحان عربی! ۴٠ سوال فیزیک خوشخوان !و... ما نیز بمردیم و نزد پدربزرگ گرامی مان رفتیم. الآن نیزما از برزخ برای شما خاطرات در میکنیم.فرشتههمیشه منتظر قیامت هستیم ما!

_ داشتیم چی میگفتم؟ آهان امروزو رو میگفتم.

امروز با هانیه رفتیم کلاس.تا رفتیم توی ماشین هانیه خانوم امر فرمودند که ما پاسخ هایی که با اندیشه ی بسار به آن ها رسیده بودیم را در اختیارشان بگذاریم .

منم نشد ندم دیگه! گناه داشت! بیچاره داشت گریه میکرد اوه اوهگریه

منم دلم سوخت دیگه! نیس که منم دل نازک! بهش جوابای اشتباه دادم. رفت پای تخته ضایع شد!شیطانتا اون باشه که منو اذیت نکنه!!! و نخواد ازم کپ بزنه!

به هر حال رقتیم کلاس. من تازه به این درک رسیدم که....

مامااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااان.........

یه رقیب سرسخت پیدا شده برام به نام علیرضا! همه میگن اون این ترم اول میشه! آخه من تازه واردم اونا هنوز منو نمیشناسن وگرنه...خیال باطل ولی من میدونم که خودم اول میشم!

آخرین اخبار همینک به دست ما رسید:

1. من هنوش دینی نخوندمسبز

2....

3....

4....

دیگه بقیه ی اخبار رو هم باید چشم بصیرت داشته باشین تا ببینینشون!هیپنوتیزم

بابای! سعی میکنم ماجرای فردا رو بنویسم واستون!


 

/ 0 نظر / 3 بازدید