دلم نیومد!!!
ساعت ۱٠:۳٩ ‎ب.ظ روز جمعه ٢۳ اسفند ،۱۳۸٧  

بچه ها دلم نیومد اصلا! از این به بعد این جوری میشه که خاطرات خودم اینجا میشه خاطراتم با بچه ها تو اون وب!!! چطوره؟
فعلا بابای!قلب


کلمات کلیدی: رفقا ،2khtarayesheytoon ،بای بای
تعویض جا!!!
ساعت ۱٠:۳٤ ‎ب.ظ روز جمعه ٢۳ اسفند ،۱۳۸٧  

بچه ها جونم. من از این به بعد تو این وبلاگ مینویسم!!! بابای این وبلاگ!!!بای بای

 

 

www.2khtarayesheytoon.persianblog.ir


کلمات کلیدی: رفقا ،2khtarayesheytoon ،بای بای
اسلام واقعی...قسمت اول:وضو
ساعت ۳:۱٦ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٠ اسفند ،۱۳۸٧  

سلام. الآن نمیخوام بشینم خاطراتمو بگم. فقط میخوام یه مقداری از این اسلامی حرف بزنم که خییییییییییییییییییییلی تحریف شده.

بابا چشاتونو باز کنین و به حرفای من خوب خوب گوش کنین!ساکت

اول از همه میخوام راجع به یه چند تا از قوانین(!) اسلام که مطمئنم که همه راجع بهشون میدونین حرف بزنیم:

_وضو: آخه تو رو خدا! خودتون قضاوت کنین. مردم عرب چی بودن؟ هان؟ اصلا بلد بودن دست و صورتشونو بشورن؟ اصلا آب در اختیار داشتن؟ آره؟ خوب پیامبر که یه مرد باهوش اون دور و زمان بوده میاد میبینه که همه کثیفن. خیلی مریض میشن و... خوب فکر میکنه میبینه باید یه کاری بکنه دیگه!   میبینه مردم معنی میکروب و مریضی رو که نمیفهمن که! واسه همینم  میگه بهتره  که یه جوری این مردم ابله و نادان و ... رو باید درست کنه که دستو صورت و پا شونو( که مسلما وقتی حموم نبوده معلومه که خییییییییلی بو میداده!سبز) بشورن. واسه همینم میگه که قبل از هر نماز خوندن باید وضو گرفت. تا هم تمیز باشی هم اینکه اگه بدون وضو نماز بخونی نمازت باطله!

خوب مردم امروزی که یه روز در میون میرن حموم و هر روز چندین بار دستو صورتشونو میشورن و عقلشون انقدر میرسه که خودشونو بیمار نکن و مثل عربای بی فرهنگ ١۴٠٠ سال پیش نیستن آیا و واقعا آیا نیازی به وضو گرفتن هست؟؟؟سوال

تازه تو رو خدا وضوی اون زمانو با الآن وقایسه کنین؟ اون زمان مردم چون خیلی کثیف بودن درست و صورتشونو حسابی میشستن. اگه بر فرض محال امروزی ها مثل عربای ١۴٠٠ سال پیش باشن پس چرا فقط روی پاشون یه دست میکشن؟ این مثلا چه فایده یی داره؟ اگه راست میگن برن فلسفه ی وضو رو که باعث به قول پیامبر شادابی روح و تمیزی میشه رو بخونن. مردم نفهم اون موقع رو با مردم عاقل این زمان نباید مقایسه کرد که!ابرو

نتیجه گیری از فلسفه ی وضو:نیازی به گرفتن وضو توی این دورو زمونه نیست. وضو با حموم و دست و صورت شستن چه فرقی می کنه؟

اتمام قسمت اول

در قسمت های بعدی راجع به نماز و روزه و نجاست و غسل و .. حرف میزنیم.(آخه میدونین فکر کنم حوصلتون سر بره چون که اطلاعات من راجع به اونا خیلی زیاده !)

میخوام نظرتونو واضح بهم بدین. ممنون میشم ازتون.


اول سلام
ساعت ۸:٢٥ ‎ب.ظ روز جمعه ٩ اسفند ،۱۳۸٧  

اول سلام...

من مثل اینکه جمعه به جمعه آپ میکنما!!!خیال باطل چقدر زود به زود!
این چند روز تعطیلات خوش بگذشت؟

به من که فجیعا خوش گذشت!!! روزی که اومدم خونه رفتیم خونه ی عموم اینا! فرداش رفتیم بهشت زهرا واسه سالگرد بابابزرگمان!پس فرداش خر زدیم واسه امروز که میشه فردای پس فردای اون روزی. آخه کلاس داشتم دیگه! جلوی بچه ها هم مخصوصا پسراش نباید ضایع میشدم که!چشمکامروزم که خسته و کوفته رسیدیم خانیمان این افسانه ی ... زنگ زد و از امتحان زیبای دین و زندگیمان خبر داد. بعدش که ما اه و اوه فرمودیم. ایشان بسی خبر های جالب تر از قبیل امتحان هندسه ! امتحان عربی! ۴٠ سوال فیزیک خوشخوان !و... ما نیز بمردیم و نزد پدربزرگ گرامی مان رفتیم. الآن نیزما از برزخ برای شما خاطرات در میکنیم.فرشتههمیشه منتظر قیامت هستیم ما!

_ داشتیم چی میگفتم؟ آهان امروزو رو میگفتم.

امروز با هانیه رفتیم کلاس.تا رفتیم توی ماشین هانیه خانوم امر فرمودند که ما پاسخ هایی که با اندیشه ی بسار به آن ها رسیده بودیم را در اختیارشان بگذاریم .

منم نشد ندم دیگه! گناه داشت! بیچاره داشت گریه میکرد اوه اوهگریه

منم دلم سوخت دیگه! نیس که منم دل نازک! بهش جوابای اشتباه دادم. رفت پای تخته ضایع شد!شیطانتا اون باشه که منو اذیت نکنه!!! و نخواد ازم کپ بزنه!

به هر حال رقتیم کلاس. من تازه به این درک رسیدم که....

مامااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااان.........

یه رقیب سرسخت پیدا شده برام به نام علیرضا! همه میگن اون این ترم اول میشه! آخه من تازه واردم اونا هنوز منو نمیشناسن وگرنه...خیال باطل ولی من میدونم که خودم اول میشم!

آخرین اخبار همینک به دست ما رسید:

1. من هنوش دینی نخوندمسبز

2....

3....

4....

دیگه بقیه ی اخبار رو هم باید چشم بصیرت داشته باشین تا ببینینشون!هیپنوتیزم

بابای! سعی میکنم ماجرای فردا رو بنویسم واستون!


 


ای ADSL بد!!!
ساعت ٥:۱٢ ‎ب.ظ روز جمعه ٢ اسفند ،۱۳۸٧  

شلام شلام! چطوری؟ حال شما؟ احوال شما؟ خوبی خوشی سلامتی النا؟

به امید خدا. ما هم خوبیم ایشاا...مژه

این ADSL هم با خودش مشکلاتی داره ها!!! 4 روز بود قطع شده بود. ناراحت بیچاره خاطرات من!!!! نشد بنویسم دیگه!!!

دیروز که 2 زنگ فیزیک داشتیم!هیپنوتیزم با یه زنگ شیمی!!!سبز زنگ آخرم که یه ترکه اومده بود راجع به قانون جذب توضیح میداد( دومین جلسه بود!) فکر کنم قبلا گفتم که چجوری لهجه داره! وایییییی انقده باحال بود! خییییییییلی خوش گذشت! کللی خندیدیم!!!خنده

دیروز بسی امتحان دادیم! هم معلم فیزیک پیشرفتمون امتحان گرفت. هم فیزیک خودمون. هم شیمیمون!!!

فردا هم که به! چه روز خوبیه!!! آدم حال میکنه: هندسه جواب امتحان گندمونو میده! فیزیک جواب امتحان گندمونو میده! دینی امتحان میگیره!گریه عربیم که جواب امتحانامونو میده!!!

بوی عید داره میاد!!! البته با تموم بدبختیاش و تکالیفش!!! این معلم ادبیات ما گفته که ما باید  2 تا غزل از حافظ و یه غزل از معشوق معلممون( آقا سعدی) حفظ کنیم. آرایه های زیبایش رادر بیاریم و معنیش را نیز بنویسیم!!!یول ادبیات که این باشه بقیش چی میشششششششششششششششششششششششه!!!!

و امرررررررررررررررروز!!!  امروز که جمعه بود و ماهم کلاس داشتیمو! ( کلاس المپیاد) و بسی حال کردیم! این سینا چقدر متلک میپرونه! اه! هانیه روی صندلی بقلیه من نشسته بود سینا هم روی اون یکی صندی کناریم نشسته بود! یکی این  به پسرا تیکه مینداخت یکی اون به دخترا!!!! من بدبختم که وسط اونا بودم ! هی میگفتم بابا بسه دیگه! اه! شورشو درآوردین...( نه که من اصلا تیکه نمیندازم و مثل مظلوما یه گوشه نیشستم!!!فرشته)

این آقای x بنده خدا هم که دیگه از دست ماها آسی شده بود! خوب واقعا نباید این دوم های تنبلو با ماهای تیزهوش تو یه کلاس بندازن که!نیشخند

به نظر همه کلاس خیییلی سختی بود. اما به نظر من که ابدا سخت نبود!!! آخه آقای x ( معرف حضورتون هست که؟؟؟) هی از من تعریف میکرد! آخه یه دختر سال دومی هی گیر داده بود که این اول ها سطح کلاسو میارن پایین! آقای  x هم هی منو مثال میزد که ببین النا فلانی( مثلا فامیلی منه!!!نیشخند) رو! برای نمونه ببین همه چیرو خوب و سریع میگیره! تازه خیتشم کرد و گفت که دوم های عزیز دارن سطح کلاسو میارن پایین! خوب راست هم میگه دیگه!!!مژه

تازه به ما اولا هم گفت که از همتون انتظار قبول شدن توی المپیادو دارم! ما هم که حتما قبول میشیم!خیال باطل

دیگه چیز جدیدی نیست! برین خوش باشین! هلک و هلک راه افتادین این سایت! کلی طول کشیده بالا بیاد! حالا که این همه راه اومدین یه نظر کوچولو هم بدین! قلب

بابای بای بای


کلمات کلیدی: adsl ،المپیاد ریاضی ،آقای x
تبریک ولنتاین+ ماجرای امروز
ساعت ٧:٥۳ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٦ بهمن ،۱۳۸٧  

به سلام. حال شما احوال شما؟ چه خبرا؟ از این ورا یاد ما کردین! بر و بچ خوبن ؟ سلام برسون خدمتشون! آره خونواده خوبن!سلام دارن خدمتتون!نیشخند

اول از همههههههههههههههههههههههه

ولنتاینتون مبارککککککککککککککک!هوراقلبتشویقعینکهیپنوتیزمهورا

خوبه خوبه. حالا جوگیر نشین! یدونه ولنتاینه دیگه! بهم دیگه کادو چی دادین کلکا!!!

هیپنوتیزم

ما که ولنتاین و غیر ولنتاین برامون فرقی نمیکنه که! من اصلا نمیدونم معنیه ولنتاین چی هست!نیشخند

به همین دلیل هم من اصلا ولنتاین نداشتم! به جاش مامان و بابام این هوا واسم کادوی ولنتاین گرفتن! انگده گشنگننننننننننننن!!!بغل  به خاطر همینم عقده ی کادوی ولنتاین تو دلم نموند!نیشخند

حالا ماجرای امروز:

_ امروز یک ضد حالی خوردم که بماند! آخه بگم الهی چی بشی ملیکا! خرخون بدجنس! معلم عربیمون گفته بود که امتحان ٢٠ نمره ای ما افتاده فردا! اون وقت این دختره ی چشم سفید چشم   رفته پیش مشاور پایمون گریه گریه که امتحان بگیرین!سبز

اونم نامردی نکرد و امتحانو گرفت!!!افسوس

 ولی به جاش انقدر خندیدیم!!!!!!!!!!!!!!!!!!! آخه یه آقاهه رو آورده بودن اسمش چی بود؟

.

.

.

.

.

.

.

.

.

 آهان اسم کوچیکشو یادمه ولی اسم بزرگش یادم نیست! نیشخند آخه من هیچ وقت فامیلی هیچ کس یادم نمیمونه! مخصوصا از جنش مذکر!!! به هر حال اسمش حسین بود دیگه به فامیلیش چی کار دارین؟؟؟؟ مگه خودتون برادر و پدر ندارین؟

الآن من این جا بنویسم حسین زنش شاکی میشه!  آخه خوب آدم نباید تو جوونیش عروسی کنه که! مگه نه؟

حالا این آقاهه اومده بود مثلا برامون راجع به قانون جذب و از این چرت و پرتا( البته خودم بهش اعتقاد دارما!)خنثی توضیح بده! من و افسانه که فقط در حال خنده ایم! خنده فرض کنین فاطمه  هم باهامون باشه دیگه  واویلا! حاال به همین جا ختم نمیشه که! هانیه هم که دیگه زده رو دست ما تو تیکه اندازی و خنده و شوخی! زهرا و پرستو و هلیا و اون یکی فاطمه هم که بودن ! دیگه جمعمون جمع بود!دلقک تموم معلما و ناظما و مدیرمون میدونن که ما ها اگه با هم بیفتیم گند میزنیم به اون مجلس!مژه

حالا اون یارو آقاهه هم ترک بود ! لهجه هم که داشت دیگه  همه دست به دست هم داده بودن که ما ها دوباره شروع کنیم به تیکه انداختن(البته آروم(( این دفعه استثناعن به خاط روی گل آرزو ، بچه مثبت اکیپ)) ) و خندیدن با صدای بلند!

عینک

_ این چی گفت ؟ کسی فهمید؟دلقک

یکی از بچه های دوم این حرفو زد! فکر کرد خیییییلی بامزس! هیچ کس هم به حرفش نخندید، بچه ضایع شد! اگه یکی از تیکه های این هانیه رو میشنید دیگه جرات نمیکرد دهنش واز کنه!فرشته

 البته باید گفت که ما اصلا شر نیستیما!  فقط سر کلاس معلما رو مسخره میکنیم و بلند بلند میخندیم! جوری مسخره میکنیم که معلم بد بخت تا آخر زنگ نمیفهمه که اون تیکه بود و قصد مسخرشو داشتیم!  ولی وقتی میفهمن باید فقط در رفت!زبان

البته این اکیپ ما هست که خیییییییییییییییییییلی شیطونیم، در عوض رتبه های اول مدرسه رو ماها داریم! من-افسانه-هانیه-فاطمه-فاطمه-آرزو-زهرا-پرستو-نیلوفر-هلیا-مهسا و سپیده!

از نظر ریاضی و فیزیک: منتشویق-نیلوفر-سپیده-هانیه-مهسا-فاطمه١-افسانه-آرزو-زهرا-هلیا-فاطمه٢پرستو

از نظر دروس عمومی:سپیده-فاطمه١-مهسا-نیلوفر-هانیه-افسانه-فاطمه٢-آرزو-زهرا-منخنثی-هلیا-پرستو

از نظر زبان و عربی: منهورا-هانیه-سپیده-نیلوفر-مهسا-افسانه_زهرا-فاطمه١_فاطمه٢ _آرزو-هلیا-پرستو

از نظر رتبه ی شیطونییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی:

_ هانیه

_منشیطان

_افسانه

_زهرا

_فاطمه١

_پرستو

_نیلوفر

_مهسا

_سپیده

_فاطمه٢

_آرزو

خیییییییییییییییییلی حرف زدم!!!!

فرشته

بقیه ی روزم خودتون قضاوت کنین: فیزیک! دین و زندگیسبز! قرآنناراحت! هندسه صفر!نگران

همه هم امتحان داشتیم و گند زدمممممممممممممممم!

پ.ن

1. هنوز خبری از این آقای x نیست!( من و هانیه تا وقت گیر میاریم نفرینش میکنیم!!!)

2.تهرانم که دوباره گرم شده! قهر

شب خوشششششششش!چشمک امیدوارم وانتاین خوش گذشته باشه بهتون!خوشمزه


کلمات کلیدی: ولنتاین ،رفقا ،آقای x
من اومدممممممممممممممم
ساعت ۳:۳٢ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢۳ بهمن ،۱۳۸٧  

سلام سلام!

بازم من اومدم!

١.من همین الآن رسیدم خونه. حتی مانتو شلوارم رو هم عوض نکردم!!!عینک

٢.با خوشحالی خییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییلی زیاد امروز این خانم x ( همون معلم زبان فارسی مون) مریض شده بود و نتونست بیاد از ما امتحان بگیره!هوراتشویقچشمکنیشخندمژههورا

3.با عرض تاسف خییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییلی زیاد امروز معلم ریاضیمون امتحان گرفت و من گند زدم!نگران امتحانش 4 نمره ای بود. من میترسم 2 هم نشم!!!نگران آخه من کمترین نمره ای که در ریاضی داشتم 19 بود. ریاضی عشق منه. تنها درسیه که من واقعا دوستش دارم!قلب نمیدونم امروز چرا این همه اسکول بازی در آوردم!!!ابله مثلا سوالی رو که تنبل ترین دانش آموز کلاس اونو تونسته بود حل کنه من نتونسته بودم!!!!!!!!!!!!!!!!!!گریه وقتی که نمره ی من در ریاضی شد 19 نمره ی نفر دوم مدرسه( پایه ی اول) شد 16! حالا من ... معلممون قاط زده بود ! آخه از من انتظار داره دیگه!خیال باطل (( آخه میدونین چرا کم شدم؟؟؟ آخه من با اینکه عاشق ریاضیم اما از بخش مختصاتش متنفــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرم!!!!!))

4.امروز کلی سر کلاس کام خوابیدیم با بچه ها! آخه فقط داره word رو یاد میده! خوب ما 34 نفر هم word رو فول فولیم دیگه!نیشخند

5. بالاخره خدا یه نیگاه به تهرانم کرد! بالاخره توی تهران یه بارون درست و حسابی اومد!!!بغل ما هم مثل عقده ای های بارون ندیده از کلاسا دویدیم بیرون و اومدیم زیر بارون و کلی دویدیمو و رقصیدیمو چرخیدیمو سرما خوردیم!!! آخه یکی نیست بگه بازی بازی با خدا هم آب بازی؟؟؟از خود راضی تازه مدیرمونم خودش پایه بود! آخه یه آهنگ قر داری گذاشته بودن که نگو! ما هم که عاشق آهنگ قر در!!!!عینک 

6. الآن داشت فوتبال میداد. تا الآن چند چند شدن؟؟؟؟ منو نیگاه کنین چقدر بی خیالم! آخه فوتبال بین ایران_کره است!

7. ایران چی کارش میکنه؟ سوراخ سوراخش میکنـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه!هورا

8. هنو آقای x برامون جزوه ها رو میل نزده!منتظر

9. من برم فوتبال ببینــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم!هیپنوتیزم

 


نهههههههههههههههههههه
ساعت ۱٠:۱۳ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٢ بهمن ،۱۳۸٧  

بچه ها میدونین فردا چند شنبس؟ واقعا میدونین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ فردا چهارشنبس!ناراحت

آخه چرا باید چهارشنبه ها وجود داشته باشه؟ من از کامپیوتر و زبان فارسی متنفرم!سبز

توی کارنامه ی ترم ١ هم پایین ترین نمره ی من زبان فارسی بود!یول فرض کنین ریاضی ٢٠ فیزیک ٢٠ زبان ٢٠ منطق ریاضی ٢٠! اونوقت زبان فارسی ١۴؟؟؟قهر تازه ازش اخطارم گرفتم!!!!!!! با این وضعیت من باید زبان فارسی رو تحمل کنم با اون احساساتی حرف زدنش!!!

این خانم x هر وقت پاش به کلاس میرسه یا میزنه زیر گریه( اه اه اه ! حال آدمو به هم میزنه!) یا میشینه از سعدی اینا شعر میگه!( بچه حتما عاشق شده دیگه!) افسوس

خانم y (معلم کام) هم فقط سوتی میده! توی سایت هم که چراغا رو خاموش میکنه! آدم فقط میخواد بخوابه! که ما هم میخوابیم دیگه!

از این آقای x هم خبری نشدا! نامردیه!!!ناراحت


کلمات کلیدی: زبان فارسی ،آقای x