به سلام. حال شما احوال شما؟ چه خبرا؟ از این ورا یاد ما کردین! بر و بچ خوبن ؟ سلام برسون خدمتشون! آره خونواده خوبن!سلام دارن خدمتتون!
اول از همههههههههههههههههههههههه
ولنتاینتون مبارککککککککککککککک!





خوبه خوبه. حالا جوگیر نشین! یدونه ولنتاینه دیگه! بهم دیگه کادو چی دادین کلکا!!!

ما که ولنتاین و غیر ولنتاین برامون فرقی نمیکنه که! من اصلا نمیدونم معنیه ولنتاین چی هست!
به همین دلیل هم من اصلا ولنتاین نداشتم! به جاش مامان و بابام این هوا واسم کادوی ولنتاین گرفتن! انگده گشنگننننننننننننن!!!
به خاطر همینم عقده ی کادوی ولنتاین تو دلم نموند!
حالا ماجرای امروز:
_ امروز یک ضد حالی خوردم که بماند! آخه بگم الهی چی بشی ملیکا! خرخون بدجنس! معلم عربیمون گفته بود که امتحان ٢٠ نمره ای ما افتاده فردا! اون وقت این دختره ی چشم سفید
رفته پیش مشاور پایمون گریه گریه که امتحان بگیرین!
اونم نامردی نکرد و امتحانو گرفت!!!
ولی به جاش انقدر خندیدیم!!!!!!!!!!!!!!!!!!! آخه یه آقاهه رو آورده بودن اسمش چی بود؟
.
.
.
.
.
.
.
.
.
آهان اسم کوچیکشو یادمه ولی اسم بزرگش یادم نیست!
آخه من هیچ وقت فامیلی هیچ کس یادم نمیمونه! مخصوصا از جنش مذکر!!! به هر حال اسمش حسین بود دیگه به فامیلیش چی کار دارین؟؟؟؟ مگه خودتون برادر و پدر ندارین؟
الآن من این جا بنویسم حسین زنش شاکی میشه! آخه خوب آدم نباید تو جوونیش عروسی کنه که! مگه نه؟
حالا این آقاهه اومده بود مثلا برامون راجع به قانون جذب و از این چرت و پرتا( البته خودم بهش اعتقاد دارما!)
توضیح بده! من و افسانه که فقط در حال خنده ایم!
فرض کنین فاطمه هم باهامون باشه دیگه واویلا! حاال به همین جا ختم نمیشه که! هانیه هم که دیگه زده رو دست ما تو تیکه اندازی و خنده و شوخی! زهرا و پرستو و هلیا و اون یکی فاطمه هم که بودن ! دیگه جمعمون جمع بود!
تموم معلما و ناظما و مدیرمون میدونن که ما ها اگه با هم بیفتیم گند میزنیم به اون مجلس!
حالا اون یارو آقاهه هم ترک بود ! لهجه هم که داشت دیگه همه دست به دست هم داده بودن که ما ها دوباره شروع کنیم به تیکه انداختن(البته آروم(( این دفعه استثناعن به خاط روی گل آرزو ، بچه مثبت اکیپ)) ) و خندیدن با صدای بلند!

_ این چی گفت ؟ کسی فهمید؟
یکی از بچه های دوم این حرفو زد! فکر کرد خیییییلی بامزس! هیچ کس هم به حرفش نخندید، بچه ضایع شد! اگه یکی از تیکه های این هانیه رو میشنید دیگه جرات نمیکرد دهنش واز کنه!
البته باید گفت که ما اصلا شر نیستیما! فقط سر کلاس معلما رو مسخره میکنیم و بلند بلند میخندیم! جوری مسخره میکنیم که معلم بد بخت تا آخر زنگ نمیفهمه که اون تیکه بود و قصد مسخرشو داشتیم! ولی وقتی میفهمن باید فقط در رفت!
البته این اکیپ ما هست که خیییییییییییییییییییلی شیطونیم، در عوض رتبه های اول مدرسه رو ماها داریم! من-افسانه-هانیه-فاطمه-فاطمه-آرزو-زهرا-پرستو-نیلوفر-هلیا-مهسا و سپیده!
از نظر ریاضی و فیزیک: من
-نیلوفر-سپیده-هانیه-مهسا-فاطمه١-افسانه-آرزو-زهرا-هلیا-فاطمه٢پرستو
از نظر دروس عمومی:سپیده-فاطمه١-مهسا-نیلوفر-هانیه-افسانه-فاطمه٢-آرزو-زهرا-من
-هلیا-پرستو
از نظر زبان و عربی: من
-هانیه-سپیده-نیلوفر-مهسا-افسانه_زهرا-فاطمه١_فاطمه٢ _آرزو-هلیا-پرستو
از نظر رتبه ی شیطونییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی:
_ هانیه
_من
_افسانه
_زهرا
_فاطمه١
_پرستو
_نیلوفر
_مهسا
_سپیده
_فاطمه٢
_آرزو
خیییییییییییییییییلی حرف زدم!!!!

بقیه ی روزم خودتون قضاوت کنین: فیزیک! دین و زندگی
! قرآن
! هندسه صفر!
همه هم امتحان داشتیم و گند زدمممممممممممممممم!
پ.ن
1. هنوز خبری از این آقای x نیست!( من و هانیه تا وقت گیر میاریم نفرینش میکنیم!!!)
2.تهرانم که دوباره گرم شده! 
شب خوشششششششش!
امیدوارم وانتاین خوش گذشته باشه بهتون!